ترجمه "penguat" به فارسی
بلند گو, تقویت کننده برق, تقویتکننده بهترین ترجمه های "penguat" به فارسی هستند.
penguat
-
بلند گو
noun -
تقویت کننده برق
noun -
تقویتکننده
14 Kata-kata itu menenteramkan dan menguatkan hamba-hamba Allah bahkan sampai pada zaman kita.
۱۴ این سخنان حتی تا امروز برای خادمان خدا اطمینانبخش و تقویتکننده بوده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penguat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penguat" با ترجمه به فارسی
-
اثبات کردن · بزرگ کردن · تقویت دادن · تقویت کردن · تقویت یافتن · سفت شدن · قوی کردن · محکم کردن · مدد کردن · نیرو بخشیدن به · نیرومندکردن · کمربند بستن
-
بار کردن · بارگیری · بارگیری کردن · دانستن · شامل بودن · فرض کردن · مقاومت کردن با · مقرر داشتن · هم رای بودن · پنداشتن · گرفتن
-
تقویتکننده عملیاتی
-
خازن · ظرفیت خازنی
-
بار کردن · بارگیری کردن · بازداشتن · غنی ساختن
-
بار کردن · بارگیری کردن · بازداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن