ترجمه "perak" به فارسی
نقره, سیم, سيم بهترین ترجمه های "perak" به فارسی هستند.
perak
noun
-
نقره
adjectiveKita perlu memandang ”pengetahuan tentang Allah” sebagai ”perak” dan ”harta terpendam”.
آری، باید «معرفت خدا» را به چشم «نقره» و «خزانههای مخفی» نگاه کنیم.
-
سیم
noun -
سيم
noun
-
ترجمه های کمتر
- براق
- سیم اندود
- نقره فام
- نقرهای
- پول نقره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Perak
-
نقره
nounاز عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
Temanku si Penis Perak ini setuju melakukan ini untukku.
اون دوست کير نقره اي من که اونجاست قبول کرده که اينکارو واسم بکنه.
-
نقرهای
adjectiveTetapi tanpa pengetahuan mereka, ia juga menyuruh untuk memasukkan cangkir peraknya yang indah di dalam kantong kepunyaan Benyamin.
ولی بدون اینکه آنها متوجه شوند، کاری میکند که جام نقرهای او نیز در کیسهٔ بنیامین گذارده شود.
تصاویر با "perak"
عباراتی شبیه به "perak" با ترجمه به فارسی
-
براق · سیم اندود · نقره · نقره فام · پول نقره
-
کبوتر نقرهای
-
براق · سیم اندود · نقره · نقره فام · پول نقره
-
قار میانجثه
-
مدال نقره
-
کربنات نقره
-
نقره نیترات
-
نقرهکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن