ترجمه "peralatan" به فارسی
ضمیمه, لوازم, کارد و چنگال بهترین ترجمه های "peralatan" به فارسی هستند.
peralatan
-
ضمیمه
noun -
لوازم
nounHal baik tentang bekerja di sebuah toko alat olahraga.
بهترين چيز کار کردن توي يه فروشگاه لوازم ورزشي
-
کارد و چنگال
nounYa, dia mengancam semua orang dengan peralatan makan.
«خوب، او داشت همه را با کارد و چنگال تهدید میکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peralatan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "peralatan" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات سنگین
-
نوار ابزار دسترسی سریع
-
دستگاه تلفن ناشنوایان
-
اندام جنسی
-
دکمه نوار ابزار
-
یاری گرهای دستیابی
-
تسلیحات · تهیه سلاح · جنگ افزار · سلاح
-
فرایند واحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن