ترجمه "perapian" به فارسی

اجاق, شومینه, آتشگاه بهترین ترجمه های "perapian" به فارسی هستند.

perapian
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجاق

    noun

    Misalnya, saudara dapat berkata, ”Tidak ada bapa yang akan menaruh tangan anaknya di atas perapian yang panas sebagai hukuman.”

    مثلاً میتوانی بگویی: «هیچ پدری دست فرزندش را برای تنبیه بر روی اجاق داغ نمیگذارد.»

  • شومینه

    noun

    Mereka mendapat bongkahan emas besar yang tergantung di atas perapian.

    اونا یه تیکه ی بزرگ طلا بالای شومینه دارند

  • آتشگاه

    noun
  • گلخن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perapian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perapian" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "perapian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه