ترجمه "peringatan" به فارسی

اخطار, اثر, تذکر بهترین ترجمه های "peringatan" به فارسی هستند.

peringatan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخطار

    noun

    Nah, jika ibu tidak memberi peringatan yang diperlukan, ia tidak memiliki alasan yang kuat untuk mendisiplin.

    اکنون اگر مادر در دادن اخطار لازم کوتاهی کرده است، زمینهٔ محکمی برای تأدیب نخواهد داشت.

  • اثر

    noun

    Kita hendaknya mengingat bahwa ”Allah adalah kasih” dan bahwa tindakan kita mempengaruhi Dia.

    خوب است هیچ گاه فراموش نکنیم که «خدا محبت است» و اَعمال ما بر احساساتش اثر میگذارد.

  • تذکر

    noun

    Dengan baik hati namun tegas, jelaskan cara kerja yang aman kepada orang-orang yang membutuhkan pengingat.

    با مهربانی و جدّیت نکات ایمنی را به کارگران تذکر دهید.

  • ترجمه های کمتر

    • خاطره
    • دستور
    • ره اورد
    • سوغات
    • سک
    • عبرت
    • عتیقه
    • قدغن
    • مجلس تذکر
    • مهمیز
    • نهی
    • هشدار
    • یاداور
    • یادبود
    • یادبودی
    • یادگار
    • یادگاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peringatan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "peringatan" با ترجمه به فارسی

  • فراموشی · نسیان
  • ابقا · تجدید خاطره · تذکر · حافظه · خاطره · نیروی حفظ · یاد
  • اشاره کردن · سریع کردن · صف بستن · مستغرق شدن در · پنداشتن · یاداور شدن · یاداوری کردن
  • اشاره کردن · دلسرد کردن · سریع کردن · سست کردن · صف بستن · هشدار دادن · یاداور شدن · یاداوری کردن · یادبودی
  • آواکس
  • اشاره کردن · سریع کردن · صف بستن · مستغرق شدن در · یاداور شدن · یاداوری کردن
  • يادآور
  • حافظه
اضافه کردن

ترجمه های "peringatan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه