ترجمه "perlu" به فارسی
شرط لازم, لازمه, ایجاب کردن بهترین ترجمه های "perlu" به فارسی هستند.
perlu
-
شرط لازم
adjective nounSekali lagi, perlu ada disiplin diri dan konsentrasi.
در اینجا نیز انضباط شخصی و تمرکز حواس شرط لازم میباشد.
-
لازمه
adjective nounSaya bukan mengatakan Anda perlu belajar bermeditasi atau mengambil kelas yoga.
منظورم این نیست که لازمه مدیتیشن بیاموزید و یا یوگای بیشتری کنید.
-
ایجاب کردن
verbDemikian pula, golongan penjaga telah angkat suara bila keadaan tampaknya menunjukkan perlunya melakukan hal itu.
به همین نحو، مواقعی که اوضاع و شرایط ظاهراً ایجاب کرده، طبقهٔ دیدهبان ما را خبر نموده است.
-
ترجمه های کمتر
- بایا
- حتمی
- ضرورت
- ضروری
- لزوم
- مستلزم بودن
- نیازمند بودن
- چیز ضروری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perlu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perlu" با ترجمه به فارسی
-
میخواهم ...
-
بایا · بایستگی · شرط لازم · ضرورت · ضروری · لازمه · لزوم · مطالبه · نیاز · نیازمندی · چیز ضروری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن