ترجمه "permainan" به فارسی
بازی, انجام دهنده, ایفای نمایش بهترین ترجمه های "permainan" به فارسی هستند.
permainan
-
بازی
nounSalah satu bermain lacrosse di sisi kota yang dekat.
دیگری در نزدیک شهر چوگان سرپهن بازی میکند.
-
انجام دهنده
noun -
ایفای نمایش
noun
-
ترجمه های کمتر
- بازی کردن
- بازیگری
- جست
- جست وخیز
- دسیسه
- رقص
- سرور و نشاط
- سرگرمی
- عامل
- فعال
- کنشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permainan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Permainan
-
بازی
nounSalah satu bermain lacrosse di sisi kota yang dekat.
دیگری در نزدیک شهر چوگان سرپهن بازی میکند.
عباراتی شبیه به "permainan" با ترجمه به فارسی
-
اسباب بازی · اسباببازی · بازیچه
-
کنسول بازی
-
بازیهای تختهای
-
توپرهایی
-
بازی نقشآفرینی
-
شهربازی
-
اغفال کردن · سرزنش کردن · شماتت کردن · شوخی · فریب خوردن · مسخره · مصالحه کردن · گول زدن
-
اسباببازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن