ترجمه "mainan" به فارسی

اسباب بازی, اسباببازی, بازیچه بهترین ترجمه های "mainan" به فارسی هستند.

mainan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسباب بازی

    noun

    Saya membuat mainan. Saya banyak mengerjakan permainan komputer.

    اسباب بازی درست میکنم. قسمت عمده کار من بازیهای کامپیوتری است.

  • اسباببازی

    Dan yang lebih serius, mainan serta peralatan yang dibiarkan tergeletak sembarangan bisa membahayakan.

    ریختن اسباببازی و لوازم کار در منزل بسیار خطرناک است.

  • بازیچه

    noun

    Bumi ini adalah mainanku!

    دنیا بازیچه من خواهد بود!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mainan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mainan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسباببازی

    Dan yang lebih serius, mainan serta peralatan yang dibiarkan tergeletak sembarangan bisa membahayakan.

    ریختن اسباببازی و لوازم کار در منزل بسیار خطرناک است.

عباراتی شبیه به "mainan" با ترجمه به فارسی

  • کنسول بازی
  • بازیهای تختهای
  • انجام دهنده · ایفای نمایش · بازی · بازی کردن · بازیگری · جست · جست وخیز · دسیسه · رقص · سرور و نشاط · سرگرمی · عامل · فعال · کنشی
  • توپرهایی
  • بازی نقشآفرینی
  • شهربازی
  • اغفال کردن · سرزنش کردن · شماتت کردن · شوخی · فریب خوردن · مسخره · مصالحه کردن · گول زدن
  • بازی ویدئویی
اضافه کردن

ترجمه های "mainan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه