ترجمه "pewaris" به فارسی

وارث, وارِث بهترین ترجمه های "pewaris" به فارسی هستند.

pewaris
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارث

    noun

    Aku mengajukan tawaran supaya dia menjadi pewaris tahta yang baru.

    من خواستم که اون وارث جديد تاج و تخت باشه.

  • وارِث

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pewaris " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pewaris" با ترجمه به فارسی

  • اعزام کردن · تخصیص دادن به · خواستن · رساندن · صادر کردن · فرستادن · مشایعت کردن · میل کردن · واگذاردن · وقف کردن
  • حافظ · نگهبان · وارث
  • ارث
  • میراث فرهنگی
  • بازمانده · بخش · ترکه · موروثی
اضافه کردن

ترجمه های "pewaris" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه