ترجمه "warisan" به فارسی
بازمانده, بخش, ترکه بهترین ترجمه های "warisan" به فارسی هستند.
warisan
-
بازمانده
-
بخش
nounItu seharusnya juga membantu mereka memperkembangkan penghargaan atas warisan budaya mereka dan menempuh kehidupan yang lebih memuaskan.”—The World Book Encyclopedia
تفریحات سالم، موسیقی، سرگرمی، بازی و فعالیتهای جسمی، بازدید از کتابخانهها و موزهها، بخش مهمی از تحصیلات متعادل هستند
-
ترکه
noun -
موروثی
Adanya ragi pada roti itu memperlihatkan bahwa orang Kristen terurap masih memiliki dosa warisan yang bagaikan ragi.
نان پخته شده با خمیرمایه نشانهٔ این بود که مسیحیان مسحشده هنوز به گناه موروثی آلوده هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " warisan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "warisan" با ترجمه به فارسی
-
اعزام کردن · تخصیص دادن به · خواستن · رساندن · صادر کردن · فرستادن · مشایعت کردن · میل کردن · واگذاردن · وقف کردن
-
حافظ · نگهبان · وارث
-
ارث
-
وارث · وارِث
-
میراث فرهنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن