ترجمه "warna" به فارسی

رنگ, رنگ آمیزی, سایه رنگ بهترین ترجمه های "warna" به فارسی هستند.

warna noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگ

    noun

    Kita melihat warna yang suram di sekitar kita.

    ميبينيم که رنگ هاي فراوان مارو احاطه کردن.

  • رنگ آمیزی

    noun

    Babi-babi itu dicat dengan warna partai yang berkuasa.

    خوکها رو به رنگ حزب حاکم رنگ آمیزی کردند.

  • سایه رنگ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Warna
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگ

    noun

    ماده ای که از معدن یا گیاه یا با عمل شیمیایی به صورت پودر یا مایع تهیه کنند و برای نقاشی به کار برند

    Warna mobil, warna eksterior mobil -- Saya punya 56 pilihan.

    رنگ اتومبیل، رنگ خارجی اتومبیل-- من ۵۶ انتخاب دارم.

تصاویر با "warna"

عباراتی شبیه به "warna" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "warna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه