ترجمه "pimpin" به فارسی
رهبر, سالار, سر بهترین ترجمه های "pimpin" به فارسی هستند.
pimpin
noun
-
رهبر
nounSeperti saudara si pimpinan geng yang ditahan dalam satu blok selmu.
مثلاً برادر اون رهبر اراذل که توي بندِ تو زندوني بود.
-
سالار
noun -
سر
nounLalu, datanglah segerombolan massa yang dipimpin para pastor.
سپس کشیشان کاتولیک که در پس این حمله بودند، با گروهی اوباش سر رسیدند.
-
اداره کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pimpin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pimpin" با ترجمه به فارسی
-
اندرز · رایزنی · مشورت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن