ترجمه "pincang" به فارسی
افلیج, غیر مداوم, چلاق بهترین ترجمه های "pincang" به فارسی هستند.
pincang
-
افلیج
adjective -
غیر مداوم
adjective -
چلاق
adjectiveKau biarkan orang idiot itu kabur bersama si anak pincang.
تو گذاشتي يه غول با يه پسربچه ي چلاق فرار کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pincang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pincang" با ترجمه به فارسی
-
جان سختی · طاقت · عدم تعادل · عدم تقارن · عدم توازن · لنگی
-
سکته داشتن · لنگیدن · مانع حرکت شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن