ترجمه "plasenta" به فارسی

جفت, جفت (کالبدشناسی) بهترین ترجمه های "plasenta" به فارسی هستند.

plasenta
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جفت

    noun

    Sebagian menjadi bilirubin, yang menembus plasenta ke sang ibu dan dibuang bersama kotoran tubuhnya.

    بیلیروبین از جفت عبور کرده وارد بدن مادر میشود و همراه با فضولات او دفع میگردد.

  • جفت (کالبدشناسی)

    اندام واسط بین بدن مادر و جنین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasenta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plasenta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه