ترجمه "putaran" به فارسی
انقلاب, دور, دور موتور بهترین ترجمه های "putaran" به فارسی هستند.
putaran
-
انقلاب
noun -
دور
nounBerbarislah satu putaran sekali sehari selama enam hari.
به مدت شش روز، روزی یک بار دور آن بگردید.
-
دور موتور
noun
-
ترجمه های کمتر
- دوران کامل
- نوسان
- چرخش
- چرخشی
- چرخنده
- گردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "putaran" با ترجمه به فارسی
-
حرکت به عقب
-
بوق آزاد
-
ترش بودن · ترش شدن · تغییر عقیده دادن · تغییرجهت دادن · دوران داشتن · ریختن · مشروب خوردن · منحرف شدن · ور رفتن · چرخاندن · چرخیدن · کج شدن · کنار رفتن
-
موتور چهار زمانه
-
چرخش 90 درجه
-
اواره بودن · اواره کردن · سرگردان شدن · منحرف شدن · پرت شدن · پریشان گفتن
-
چرخش 180 درجه
-
چرخش 270 درجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن