ترجمه "relai" به فارسی

رله, رله بهترین ترجمه های "relai" به فارسی هستند.

relai
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رله

    Sambungan kabel sekering, relai, kabel listrik.

    سيم هاي رابط ، فيوزها ، رله ها ، کابل هاي برق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Relai
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رله

    Sambungan kabel sekering, relai, kabel listrik.

    سيم هاي رابط ، فيوزها ، رله ها ، کابل هاي برق

عباراتی شبیه به "relai" با ترجمه به فارسی

  • تمکین کردن · قابل توافق
  • اختصاص دادن · اعطا کردن · امانت گذاردن · اندوختن · جورکردن · روا کردن · سهم دادن · مجاز کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · ندیده گرفتن · وفق دادن
  • رساندن · فرستادن
  • اراده · خواست · موافقت
اضافه کردن

ترجمه های "relai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه