ترجمه "saku" به فارسی
جیب, کیسه, کیف پول بهترین ترجمه های "saku" به فارسی هستند.
saku
noun
-
جیب
nounKarenanya, sebuah komputer seukuran satu ruangan sekarang bisa muat dalam saku Anda.
همین باعث شده که کامپیوتری که به اندازه یک اتاق بزرگ بود حالا در جیب شما جا میشود.
-
کیسه
noun -
کیف پول
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Saku
-
به جیب زدن
verb
عباراتی شبیه به "saku" با ترجمه به فارسی
-
ساعت جیبی
-
جداکردن · جور کردن · دمساز شدن · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · منشعب شدن · نفاق انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن