ترجمه "salah" به فارسی

غلط, اشتباه, خطا بهترین ترجمه های "salah" به فارسی هستند.

salah adjective noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • غلط

    adjective

    Cobalah untuk tidak berpikir tentang salah dan benar.

    سعي كن با ديد درست و غلط بهش نگاه نكني.

  • اشتباه

    noun

    Woody tak pernah mengarahkan kita ke jalur yang salah.

    وودي هيچ وقت ما رو اشتباهي راهنمايي نکرده.

  • خطا

    verb

    Tidak ada kesempatan untuk salah, jadi harus ikuti setiap petunjukku.

    مه اصلاً احتمال خطا ندارن. پس شما بايد از دستورات من پيروي کنين.

  • ترجمه های کمتر

    • ،اشتباه
    • ادم
    • بزهکار
    • دراشتباه بودن
    • دروغ
    • شخص
    • شرمگین
    • عمل نادرست
    • غلط بودن
    • مجرم
    • محاسبه اشتباه
    • معیوب
    • مقصر
    • نادرست
    • ناقص
    • پیش بینی غلط
    • کسی
    • گمراه شدن
    • گناهکار
    • یک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "salah" با ترجمه به فارسی

  • تزریق نقص
  • اتهام · اشتباه · اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · بدرفتاری · تجاوز · تخلف · تقصیر · جرم · جفا · خطا · خلاف · خلاف کاری · زوال · سرزنش · شخص بالغ · لغزش · مرج · مرور · نقش · ورم · گناه
  • احضار نمودن · انتقادکردن · تهمت زدن · سرزنش کردن · متهم کردن · مقصر دانستن · مقصر قلمداد کردن · گله کردن
  • تجاوز کردن · تخلف کردن از · ناسازگار بودن
  • بد تفسیر کردن · درست نفهمیدن · نادرست فهمیدن
  • احضار نمودن · اسناد دادن · انتقادکردن · تهمت زدن · سرزنش کردن · متهم کردن · مقصر دانستن · مقصر قلمداد کردن · گله کردن
اضافه کردن

ترجمه های "salah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه