ترجمه "sedia" به فارسی

آراستن, تجهیز کردن, حاضر کردن بهترین ترجمه های "sedia" به فارسی هستند.

sedia
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراستن

    verb
  • تجهیز کردن

    verb
  • حاضر کردن

    verb

    Ia bergegas menyiapkan banyak makanan serta persediaan dan pergi mencegat Daud dan anak buahnya.

    او با عجله خوراک مفصلی حاضر کرد و خود نیز به راه افتاده به دیدن داود رفت تا جلوی او را بگیرد.

  • ترجمه های کمتر

    • سازوبرگ دادن
    • مجهز کردن
    • مهیا کردن
    • پختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sedia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sedia" با ترجمه به فارسی

  • ارائه دهنده خدمات اینترنتی
  • ارائه دهنده خدمات اینترنتی
  • آراستن · تجهیز کردن · تربیت کردن · تیمار کردن · حاضر کردن · سازوبرگ دادن · فاسد · مجهز کردن · مهیا کردن · هم رای بودن · پختن · پرحرارت
  • تامین آب
  • ابتدایی · اساس · امادگی · اندیشه قبلی · اولیه · تربیت · تکلیف خانه · دور اندیشی · قصد قبلی · مدرسه مقدماتی · مشق · مقدمات · مقدماتی · مقدمه · پرورش · پیش درآمد
  • ارائه دهنده · تهیه کننده · رساننده · کارپرداز
  • امادگی · جانفشانی
  • نقطه تماس بینالمللی
اضافه کردن

ترجمه های "sedia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه