ترجمه "sedih" به فارسی
دژم, غمگین, افسرده بهترین ترجمه های "sedih" به فارسی هستند.
sedih
adjective
-
دژم
adjective -
غمگین
adjectiveWalaupun sedih dan kecewa, saya mempertahankan sikap yang profesional.
هر چند غمگین و نا امید، رفتار حرفه ای خود را حفظ کردم.
-
افسرده
adjectiveKita merasa sedih melihat tiga kursi kosong di mimbar ini.
ما از مشاهدۀ سه صندلی خالی در این جایگاه افسرده هستیم.
-
ترجمه های کمتر
- تاریک
- تحیر
- تسلی ناپذیر
- تیره
- حالت
- دل افسرده
- دل افسردگی
- دل شکسته
- دلتنگ کننده
- دلسرد
- رویایی
- سنگین
- غمناک
- محزون
- مخمصه
- ملالت انگیز
- وضع خطرناک
- پریشان
- پریشان کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sedih " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sedih" با ترجمه به فارسی
-
ماتم گرفتن · نگاه کردن · وابسته بودن به
-
افسرده · افسرده کردن · ترسانیدن · تسلی ناپذیر · دلتنگ کننده · رقت انگیز · غمزده · مسبب ناراحتی · ملالت انگیز · ناشاد · پریشان کننده
-
اضطراب · اظهارتاسف · افسردگی · افسوس · الم · اندوه · اندوه بسیار · اه · بدبختی · تأسّف · تاثر · تاسف · تهی دستی · جور · حزن · دریغ · دلتنگی · دلمردگی · رحم · رنج · ستم · سرافکندگی · سوگ · سوگواری · عزا · عزاداری · غصه · غم · غم زیاد · غم و اندوه · غم وغصه · غمگینی · محرومیت · نومیدی · یاس
-
غم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن