ترجمه "setengah" به فارسی
نیم, نصف بهترین ترجمه های "setengah" به فارسی هستند.
setengah
-
نیم
nounGelar sarjana saya merupakan sembilan setengah tahun terbaik dalam kehidupan saya.
بهترین نه سال و نیم زندگیم در گرفتن مدرک دانشگاه بود.
-
نصف
nounAku agak merasa iba badannya dipotong setengah begini.
من بيشتر براي رفيق نصف شده مون متاسفم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " setengah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "setengah" با ترجمه به فارسی
-
نیمافراشتگی
-
نصفه کاره
-
کالای واسطه کالاهای واسطهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن