ترجمه "singgung" به فارسی
زدن, پرماسیدن, لمس کردن بهترین ترجمه های "singgung" به فارسی هستند.
singgung
verb
-
زدن
verbJangan tersinggung, Russ, tapi mereka tidak datang untuk mendengarkan Anda spin.
جسارت نباشه ، راس اما اونا نيومدن که زدن تو رو بشنون
-
پرماسیدن
-
لمس کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " singgung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "singgung" با ترجمه به فارسی
-
زود رنج
-
رنجش · کینه ورزیدن
-
اشاره کردن · بدزبان · به هراس انداختن · بهم فشردن · تخلف کردن · ترساندن · ترسانیدن · تماس گرفتن · داغدار · دلخور کردن · رخنه کردن در · رفو کردن · فحاش · مرمت کردن · مفتضح کردن · نقض کردن · هول دادن · وابسته بودن · وحشت زده شدن · وحشت زده کردن · کاستن · کینه ورزیدن · گریز زدن به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن