ترجمه "singkir" به فارسی
اعتراض کردن, امکان داشتن, زندان کردن بهترین ترجمه های "singkir" به فارسی هستند.
singkir
-
اعتراض کردن
verb -
امکان داشتن
verb -
زندان کردن
verbAku menyingkirkan pembunuh masal.
من یه قاتل سریالی رو روانه زندان کردم
-
ترجمه های کمتر
- قدرت داشتن
- کاستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " singkir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "singkir" با ترجمه به فارسی
-
باطل کردن · تسلیم شدن · صرفنظرکردن از · نرم شدن
-
اجتناب · احتراز · ازاله · خلاصی · دور افتاده · رد · رفع · سلب صلاحیت · عدم صلاحیت · فاقد صلاحیت قضایی · منزوی · پرهیز · چتایی
-
استفراغ کردن · اعتراض کردن · برگرداندن · بستن · بقتل رساندن · بلند کردن · به دورانداختن · خاموش کردن · خنثی نمودن · در زندان نهادن · دفع کردن · دور انداختن · ذبح کردن · ریختن · قی کردن · مانع شدن · مریض شدن · نابود کردن · پالودن · کاستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن