ترجمه "sokong" به فارسی
اثبات کردن, حائل, درجه دوم بودن بهترین ترجمه های "sokong" به فارسی هستند.
sokong
-
اثبات کردن
verb -
حائل
noun -
درجه دوم بودن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دوم شدن
- پایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sokong " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sokong" با ترجمه به فارسی
-
اثبات کردن · ادامه دادن · برانگیختن · تشویق کردن · جلو بردن · درجه دوم بودن · دفاع کردن · دوم شدن · رسمی کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · نصحیت کردن · نصیحت کردن · پروردن · کمک کردن به
-
اجازه چاپ · انگیزه · حمایت · درجه دوم بودن · دستیاری · دفاع · دوم شدن · رسیدگی · سود · مدافعه · مسبب · مشوق · مواظبت · وکالت · پادرمیانی · پایمردی · پشتی · پشتیبان · کشش · کمک
-
استدلال کننده · بازیگر عمده · بردست · تابع · تکیه گاه اصلی · حامی · حمال · دستیار · شاگرد · طرفدار · قیم · لنگر · مدافع · مدد · مرید · معاون · میله · همدرد · هواخواه · وابستگی عمده · ولی · وکیل مدافع · پارتیزان · پشتی · پشتیبان · پیرو · پیش کسوت · چوب پا · یاری · یاور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن