ترجمه "solder" به فارسی
لحیم, هویه بهترین ترجمه های "solder" به فارسی هستند.
solder
-
لحیم
nounDaripada harus memrogram, mengawatkan, menyolder,
به جای نیاز به برنامه ریزی، سیم پیچی، لحیم کاری،
-
هویه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن