ترجمه "solder" به فارسی

لحیم, هویه بهترین ترجمه های "solder" به فارسی هستند.

solder
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لحیم

    noun

    Daripada harus memrogram, mengawatkan, menyolder,

    به جای نیاز به برنامه ریزی، سیم پیچی، لحیم کاری،

  • هویه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "solder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه