ترجمه "stadion" به فارسی

ورزشگاه, استادیوم, مرحله بهترین ترجمه های "stadion" به فارسی هستند.

stadion
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزشگاه

    noun

    Menonton pertandingan sepak bola di rumah dan menonton di stadion sungguh tidak sama.

    نگاه کردن فوتبال از توي خونه.. با نگاه کردن فوتبال از توي ورزشگاه قطعا مثل هم نيستند.

  • استادیوم

    noun

    Bahkan jika kebaktian diadakan di stadion terbuka, pakaian kita hendaknya bermartabat.

    حتی اگر کنگره در استادیوم ورزشی برگزار شود، باید لباسی باوقار پوشید.

  • مرحله

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stadion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stadion
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزشگاه

    noun

    Menonton pertandingan sepak bola di rumah dan menonton di stadion sungguh tidak sama.

    نگاه کردن فوتبال از توي خونه.. با نگاه کردن فوتبال از توي ورزشگاه قطعا مثل هم نيستند.

تصاویر با "stadion"

اضافه کردن

ترجمه های "stadion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه