ترجمه "stadium" به فارسی

مرحله, ورزشگاه بهترین ترجمه های "stadium" به فارسی هستند.

stadium
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرحله

    noun

    Inilah diagram dari kanker ginjal stadium empat dari obat yang saya dapatkan.

    این نمودار مرحله چهار سرطان کلیه ایست که درنهایت از دارو گرفتم.

  • ورزشگاه

    noun

    Lebih baik setengah blok daripada stadium yang penuh orang-orang.

    خب ، نصف يه ساختمون بهتر از. يه ورزشگاه پُر از آدمه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stadium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stadium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه