ترجمه "suci" به فارسی
مقدس, استفاده نشده, بافضیلت بهترین ترجمه های "suci" به فارسی هستند.
suci
adjective
-
مقدس
adjective nounKebrutalan merekalah yang membuat mereka menyalah artikan kitab suci.
درندهگی آنهاست که باعث میشود چنین چیزهایی از کتاب مقدس برداشت کنند.
-
استفاده نشده
adjectiveDigunakan sebagai alat persekongkolan Bapa Suci.
كه براي دسيسه ي پدر مقدس استفاده ميشده.
-
بافضیلت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تقدس
- حرمت
- حضرت
- خدا
- دست نخورده
- دوشیزه ای
- عفیف
- مرتاض هندی
- معصوم
- پاکدامن
- پرهیزکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suci " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suci" با ترجمه به فارسی
-
کتاب آسمانی
-
غسل
-
آب مقدس
-
خدای پدر
-
آب مقدس
-
احترام · افتخار · تقدس · حرمت · حضرت · عفت وعصمت · نجابت · پاکی
-
امپراطوری مقدس روم · امپراطوری مقدس روم ملت آلمان
-
تقدیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن