ترجمه "sudi" به فارسی
حاضر, راضی, راغب بهترین ترجمه های "sudi" به فارسی هستند.
sudi
-
حاضر
adjectiveAyahku tak sudi melihatku.
پدرم حاضر نبود نگاهم کنه.
-
راضی
adjective -
راغب
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sudi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن