ترجمه "sudi" به فارسی

حاضر, راضی, راغب بهترین ترجمه های "sudi" به فارسی هستند.

sudi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاضر

    adjective

    Ayahku tak sudi melihatku.

    پدرم حاضر نبود نگاهم کنه.

  • راضی

    adjective
  • راغب

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sudi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sudi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه