ترجمه "sudut" به فارسی

تراش, رأس, زاویه بهترین ترجمه های "sudut" به فارسی هستند.

sudut
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراش

    noun
  • رأس

    noun
  • زاویه

    Saya pikir kita perlu melihatnya dari berbagai sudut pandang.

    و فکر میکنم لازم است به آن از زاویه دیگری نگاه کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • صورت کوچک
    • قلاب ماهی گیری
    • مرحله قاطع
    • مفصل
    • منظر
    • نقطه برگشت
    • نقطه تحول
    • گوشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sudut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sudut
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رأس

  • زاویه

    شکل که از دوران دو قطعه خط به دور یک نقطه به وجود می آید بنام زاویه یاد می گردد.

    Sudut gambarnya bukan dari tempatku duduk.

    منظورم اینه که ، اون از زاویه ای که من نشسته بوم نبود

عباراتی شبیه به "sudut" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sudut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه