ترجمه "sulit" به فارسی
دشوار, راز, راز کیمیاگری بهترین ترجمه های "sulit" به فارسی هستند.
sulit
-
دشوار
adjectiveYa, ini artinya di masa depan, enkripsi akan membuat penyadapan menjadi lebih sulit.
بله این به این معنیست که در آینده، تکنولوژیهای رمزگذاری باعث میشوند که استراق سمع دشوار تر شود.
-
راز
nounSelera Renly yang menyimpang sulit di rahasiakan di Istana.
تمايلاتش آشکار ترين راز در دربار بود!
-
راز کیمیاگری
noun
-
ترجمه های کمتر
- رمز
- سخت
- سخت گیر
- سری
- صعب
- صنعت
- فلوت
- لغز
- محرمیت
- مشکل
- معما
- پوشیدگی
- چیستان
- گوشه نشینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sulit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sulit" با ترجمه به فارسی
-
بدتر کردن · بهت زده کردن · بهم پیوستن · ناراحت کردن · پریشان کردن · پیچیدن · گره خوردن · گره زدن
-
باورنكردنی
-
اشکال · تقلا · دلواپسی · زحمت · زور · سختی · سراسیمگی · شدت · شلوغی · طوفان ناگهانی · غم زدگی · نگرانی · کسادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن