ترجمه "tandus" به فارسی

بایر, خشک, بی بار بهترین ترجمه های "tandus" به فارسی هستند.

tandus
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بایر

    adjective

    Taman-taman atau ladang yang diirigasi pasti telah berubah menjadi padang tandus atau padang gurun.

    باغها یا مناطق حاصلخیز، رو به زوال گذارده و به زمین بایر و بیحاصل یا صحرا تبدیل میشدند.

  • خشک

    adjective

    Namun yang dilihat Galileo adalah dunia berbatu dan tandus yang digambarkannya melalui lukisan cat airnya.

    اما آنچه گالیله دید، یک دنیای خشکِ سنگی بود، که از طریق نقاشی آبرنگ آنرا ابراز کرد.

  • بی بار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بی ثمر
    • بی حاصل
    • حزین
    • زمین بایر
    • لم یزرع
    • ویران
    • کم باران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tandus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tandus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه