ترجمه "taring" به فارسی

دندان نیش, عاج, نیش بهترین ترجمه های "taring" به فارسی هستند.

taring noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دندان نیش

    noun

    Harus ada sesuatu dengan taringnya

    باید درباره دندان نیش هم یه چیزی باشه

  • عاج

    noun
  • نیش

    noun

    Secara teknis, taringmu muncul setelah berumur lima tahun.

    اصولاً 5 سال طول میکشه تا دندون نیش خون آشام دربیاد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "taring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه