ترجمه "tembakan" به فارسی
آتش, تیر رس, تیراندازی بهترین ترجمه های "tembakan" به فارسی هستند.
tembakan
-
آتش
nounAda banyak tembakan berasal dari sisi kanan menara pelindung itu.
از سمت راست اون برج منحرف کننده به شدت دارن آتش میکنن.
-
تیر رس
noun -
تیراندازی
nounPenatua berikutnya menyeberang sewaktu ia mendengar sebuah tembakan.
دومین پیر در حالی که در میان راه بود صدای تیراندازی شنید.
-
ترجمه های کمتر
- حمله
- زخم گلوله
- سدبندی
- گلوله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tembakan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tembakan" با ترجمه به فارسی
-
تفنگ تکلول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن