ترجمه "tempat" به فارسی
بستر, محل, اجازه نامه بهترین ترجمه های "tempat" به فارسی هستند.
tempat
-
بستر
nounAkan tetapi, di tempat tidur ia melemparkan semua kekhawatirannya kepada Yehuwa.
با این حال، در بستر، همهٔ بار نگرانیهای خویش را به دوش یَهُوَه میگذاشت.
-
محل
nounBuku bacaan dan perpustakaan bukanlah tempat bermain saya.
کتاب ها و کتابخانه محل بازی من نبودند.
-
اجازه نامه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اغاز
- جا
- خوابگاه کشتی
- دروغ
- رگ
- محل خاص
- منطقه
- موضع
- مکان
- میدان
- میدان عمومی
- میدان وبازار
- همسایگی
- وضع
- پروانه
- کشتی
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tempat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tempat" با ترجمه به فارسی
-
استعمار · تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · محل نصب
-
دروازه · سرنوشت · مقصد
-
معبد · نیایشگاه
-
اقامت · حق سکنی · خانه مسکونی · عمارت بزرگ · محل اقامت · محلی · مسکن · مسکونی · مقر
-
بستر
-
مکان تخیلی
-
خاکچال
-
موضعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن