ترجمه "tempatan" به فارسی

موضعی ترجمه "tempatan" به فارسی است.

tempatan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • موضعی

    adjective

    Dan mereka mengumpulkan mereka bersama ke tempat yang disebut dalam bahasa Ibrani Harmagedon.”

    و ایشان را به موضعی که آن را در عبرانی حارمَجِدّون میخوانند فراهم آوردند.»

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tempatan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tempatan" با ترجمه به فارسی

  • اجازه نامه · اغاز · بستر · جا · خوابگاه کشتی · دروغ · رگ · محل · محل خاص · منطقه · موضع · مکان · میدان · میدان عمومی · میدان وبازار · همسایگی · وضع · پروانه · کشتی · یادداشت مختصر
  • استعمار · تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · محل نصب
  • دروازه · سرنوشت · مقصد
  • معبد · نیایشگاه
  • اقامت · حق سکنی · خانه مسکونی · عمارت بزرگ · محل اقامت · محلی · مسکن · مسکونی · مقر
  • بستر
  • مکان تخیلی
  • خاکچال
اضافه کردن

ترجمه های "tempatan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه