ترجمه "tepat" به فارسی

دقیق, بجا, بموقع بهترین ترجمه های "tepat" به فارسی هستند.

tepat adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دقیق

    adjective

    Bagi saya, pengobatan yang tepat berasal dari tempat yang sangat khusus.

    برای من، پزشکی دقیق، از یک جای خیلی خاص ناشی میشود.

  • بجا

    adjective

    Maka istirahat yang tepat perlu untuk menyampaikan buah pikiran yang dimaksud.

    بنابراین، مکث بجا لازم است تا مفهوم مورد نظر منتقل شود.

  • بموقع

    adjective

    Saya menolong banyak orang, tapi di manapun seseorang sangat perlu bantuan, saya tak pernah tiba tepat waktu.

    به آدمهاى زيادى كمك كردم، اما هر وقت كسى واقعاً نياز به كمك داشت، هيچوقت بموقع اونجا نمىرسيدم.

  • ترجمه های کمتر

    • بی عیب
    • درخور بودن
    • درست
    • صحیح
    • عینا
    • مختصر
    • مناسب بودن
    • موجز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tepat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tepat" با ترجمه به فارسی

  • کامپایل درجا
  • توجه به جزئیات · درستی · دقت · دقیق · راستی · سختی · صحت · صحیح · صداقت · وفاداری
  • منطبق شدن · موافقت کردن · هم رای بودن · همزمان بودن
اضافه کردن

ترجمه های "tepat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه