ترجمه "tepian" به فارسی
زمین ساحلی, لبه, کرانه رود بهترین ترجمه های "tepian" به فارسی هستند.
tepian
-
زمین ساحلی
noun -
لبه
nounBanyak tangga memiliki tepi tumpul yang membentuk semacam sudut.
خیلی از پلهها نوعی بیرون زدگی دارند که لبه پله را میسازد.
-
کرانه رود
noun -
کنار
nounDan di sepetak rumput di tepian air, ia menemukan baju selam.
بر روی چمنها درست در کنار اب، جامهای غواصی یافت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tepian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tepian" با ترجمه به فارسی
-
کرانه باختری
-
حومه · دماغه کشتی · دور از مرکز · ساحل · عرشه کشتی · لبه · پیرامون · کنار
-
دستگاه عصبی پیرامونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن