ترجمه "terampil" به فارسی
استاد, خبره, زبر دست بهترین ترجمه های "terampil" به فارسی هستند.
terampil
-
استاد
adjective -
خبره
adjective -
زبر دست
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ماهر
- متخصص
- کارشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terampil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terampil" با ترجمه به فارسی
-
ابراز داشتن · حاضر شدن · حضور یافتن · رسم کردن · شرح دادن · مجسم کردن · نشان دادن · نظر کردن به · نقش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن