ترجمه "timbun" به فارسی
توده, توده کاه, دسته بهترین ترجمه های "timbun" به فارسی هستند.
timbun
-
توده
nounMemang, kita tahu seperti apa bentuk timbunan salju, mungkin dari foto bukit salju atau karena kita melihat cukup banyak salju.
البته منظور، توده و انبوه برف نیست چون همهٔ ما انبوهی از برف را یا از نزدیک دیدهایم یا عکس آن را مشاهده کردهایم.
-
توده کاه
noun -
دسته
noun
-
ترجمه های کمتر
- دودکش
- زیاد
- سیل کلمات
- سیلاب
- فراوان
- فراوانی
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " timbun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "timbun" با ترجمه به فارسی
-
نقص حافظه
-
انباشتگی · توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · میله · چوب پا · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
انباشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن