ترجمه "tombak" به فارسی

نیزه, سنان, پرتاب نیزه بهترین ترجمه های "tombak" به فارسی هستند.

tombak noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیزه

    noun

    Nehemia menanggapi dengan menugasi para pembangun itu untuk mempertahankan kota ”dengan pedang, tombak, dan busur mereka”.

    نَحَمِیا کارگرانی را با «شمشیر و نیزه و کمان» مجهز نمود تا از شهر محافظت کنند.

  • سنان

    noun
  • پرتاب نیزه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tombak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tombak
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیزه

    noun

    Tombak yang dilemparkan dengan akurasi tepat dari jarak 300 kaki.

    اون نیزه از فاصله ی 300 فوتی مستقیم اومد خورد وسط قلبش

اضافه کردن

ترجمه های "tombak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه