ترجمه "tombol" به فارسی

تکمه, دکمه, دگمه بهترین ترجمه های "tombol" به فارسی هستند.

tombol
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکمه

    noun
  • دکمه

    Beibeh, kau tidak dapat menemukan tombol dengan kedua tangan dan peta.

    عزيزم ، حتي اگه نقشه رو هم بهت بدم نمي توني اون دکمه رو پيدا کني.

  • دگمه

    noun

    Jika aku pencet satu tombol saja, maka ini semua akan tersebar melalui sistem P.A hotel.

    يه دگمه بزنم ، تو کل هتل تو سيستم صداش پخش ميکنه

  • شستی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tombol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tombol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tombol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه