ترجمه "tsar" به فارسی

تزار, امپراتور روسیه, تزار بهترین ترجمه های "tsar" به فارسی هستند.

tsar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun

    Dan tentara kita kembali dari garis depan, terbebas dari sumpah mereka pada Tsar.

    ، و سرباز های ما از خط مقدم برگشتن از سوگندشون به تزار آزاد شدند

  • امپراتور روسیه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tsar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tsar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun

    Dan tentara kita kembali dari garis depan, terbebas dari sumpah mereka pada Tsar.

    ، و سرباز های ما از خط مقدم برگشتن از سوگندشون به تزار آزاد شدند

عباراتی شبیه به "tsar" با ترجمه به فارسی

  • امپراتور روسیه · تزار
اضافه کردن

ترجمه های "tsar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه