ترجمه "warga" به فارسی

تابع, تبعه یک کشور, رعیت بهترین ترجمه های "warga" به فارسی هستند.

warga noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    noun

    Sebelum menjadi warga negara Kerajaan, kita mungkin terbiasa mengenakan pakaian yang asal-asalan atau yang menonjolkan daya tarik seks.

    شاید قبل از آن که تابع پادشاهی خدا شوید ترجیح میدادید لباسی ژولیده یا تحریکآمیز بپوشید.

  • تبعه یک کشور

    noun
  • رعیت

    noun
  • شهروند

    noun

    Sebagai warga negara, saya meminta Anda tidak mengabaikan satu anak pun.

    بعنوان شهروند، من میخوام هیچ بچه ای رو پشت سر نذارید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " warga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "warga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "warga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه