ترجمه "Banchina" به فارسی
بندرگاه, nimkat, بندرگاه بهترین ترجمه های "Banchina" به فارسی هستند.
Banchina
-
بندرگاه
Una stazione di servizio su una banchina?
کنارِ یه بندرگاه پمپ بنزین میزنی ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Banchina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
banchina
noun
feminine
دستور زبان
-
nimkat
-
بندرگاه
nounUna stazione di servizio su una banchina?
کنارِ یه بندرگاه پمپ بنزین میزنی ؟
-
اسکله
noun feminineQuindi, dopo aver trascorso la notte sulla spiaggia, trovammo una banchina e delle noci di cocco.
سپس بعد از گذراندن شب در ساحل، یک اسکله و نارگیل پیدا کردیم.
-
ترجمه های کمتر
- بارانداز
- جتی
- دیوار ساحلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن