ترجمه "banco" به فارسی
miz-e madresé, نیمکت, تپه دریایی بهترین ترجمه های "banco" به فارسی هستند.
banco
noun
verb
masculine
دستور زبان
Accumolo di una stessa sostanza, normalmente in grandi quantità, che si considera come un tutt'uno, pe esempio: banco di sabbio, banco di nebbia, banco di ghiaccio. [..]
-
miz-e madresé
-
نیمکت
noun masculineMa da quando è successo, possiedono quei banchi.
اما از وقتی آن اتفاق افتاد، آن بچه ها فهمیدند که صاحب آن نیمکت ها هستند.
-
تپه دریایی
noun
-
ترجمه های کمتر
- درز
- درز لباس
- میز
- میز تحریر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Banco
proper
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Banco" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Banco در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "banco"
عباراتی شبیه به "banco" با ترجمه به فارسی
-
داروی بدون نسخه
-
میز آزمایش
-
ساحل شنی · سد ساحلی · سنار · کرانه ماسه
-
موسسه رهنی
-
جایگاه شهود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن