ترجمه "Carica" به فارسی

کاریکا, جنس خربزه درختی, شبیخون بهترین ترجمه های "Carica" به فارسی هستند.

Carica
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاریکا

  • جنس خربزه درختی

  • شبیخون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Carica " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

carica noun verb feminine دستور زبان

Ufficio o incarico pubblico.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • kuk

  • اجازه نامه

    noun
  • اداره

    noun feminine

    Ufficio o incarico pubblico.

    Ma, tradizionalmente, i cimiteri non sono presi in carica dall'autorità locale.

    اما از قدیم، گورستانها زیر نظر مقامات محلی اداره نمیشوند.

  • ترجمه های کمتر

    • بار
    • بجای
    • جا
    • خوابگاه کشتی
    • در عوض
    • محل
    • مزرعه
    • مسکن
    • پروانه
    • یادداشت مختصر

عباراتی شبیه به "Carica" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Carica" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه