ترجمه "Girante" به فارسی
پروانه, پروانه بهترین ترجمه های "Girante" به فارسی هستند.
Girante
-
پروانه
noun proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Girante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
girante
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
پروانه
noun proper
عباراتی شبیه به "Girante" با ترجمه به فارسی
-
بچه قورباغه · نوزاد قورباغه
-
carkhândan · gardidan · gashtan · picidan · دوران داشتن · ریختن · مشروب خوردن · ور رفتن
-
دور بر دقیقه
-
دور کمر · میان · میان تنه · کمر · کمربند
-
دور برداشتن
-
dast andâkhtan
-
دور برداشتن
-
carkhesh · dour · gardesh · انقلاب · دور · دوران کامل · چرخشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن