ترجمه "girino" به فارسی
بچه قورباغه, نوزاد قورباغه بهترین ترجمه های "girino" به فارسی هستند.
girino
noun
verb
masculine
دستور زبان
Un giovane rospo o rana nel suo stadio larvale di sviluppo che vive in acqua.
-
بچه قورباغه
nounCosa faremmo se il paziente fosse piu'di un girino?
اگه بيمار فقط يک بچه قورباغه نبود چيکار ميکرديم ؟
-
نوزاد قورباغه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " girino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "girino"
عباراتی شبیه به "girino" با ترجمه به فارسی
-
پروانه
-
carkhândan · gardidan · gashtan · picidan · دوران داشتن · ریختن · مشروب خوردن · ور رفتن
-
دور بر دقیقه
-
دور کمر · میان · میان تنه · کمر · کمربند
-
دور برداشتن
-
dast andâkhtan
-
دور برداشتن
-
carkhesh · dour · gardesh · انقلاب · دور · دوران کامل · چرخشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن