ترجمه "Lima" به فارسی

لیما, souhân, سوهان بهترین ترجمه های "Lima" به فارسی هستند.

Lima feminine
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیما

    noun feminine

    in un noto sito archeologico di nome Pachacamac, poco fuori Lima.

    در منطقه معروف باستان شناسی «پاچاکاماک» واقع در نزدیکی شهر «لیما».

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lima " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lima noun verb feminine دستور زبان

Un attrezzo usato per modellare materiali tramite abrasione.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • souhân

  • سوهان

    utensile

    Ha ferito la sua vittima al volto con una lima per unghie.

    صورت قربانيشو با يه سوهان فولادي زخمي کرده

  • لیما

    in un noto sito archeologico di nome Pachacamac, poco fuori Lima.

    در منطقه معروف باستان شناسی «پاچاکاماک» واقع در نزدیکی شهر «لیما».

تصاویر با "Lima"

عباراتی شبیه به "Lima" با ترجمه به فارسی

  • ابلیز · بوی نامطبوع · خاک لای · لای · لجن · لجن وگل · لجنزار · لیمون · پوسته یخ · چکیده · کثافت · کود · گل
  • لوبیاهای آمریکایی · لوبیاهای برزک
اضافه کردن

ترجمه های "Lima" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه